2-2-4-1-جنبه های اجتماعی51
2-2-5-ساختمان های چند عملکردی52
2-2-6-مجموعه مسکونی اشتراکی53
2-2-7-سیر تحول تاریخی مجتمع های مسکونی در ایران56

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-8-جمع بندی57
2-2-9-منابع 58
فصل سوم : مطالعات تکمیلی60
گفتار اول: مسکن پایدار61
3-1-1-مقدمه61
3-1-2- مسکن62
3-1-3- مسکن پایدار63
3-1-3-1- اصول طراحی مسکن پایدار65
3-1-3-1-1-پایداری زیست محیطی مسکن66
2-1-3-1-2-پایداری اقتصادی مسکن68
3-1-3-1-3-پایداری اجتماعی مسکن69
3-1-4- طراحی کالبدی و معیارهای سنجش پایداری در محله مسکونی71
3-1-4-1-عدالت اجتماعی72
3-1-4-2-هویت مکانی74
3-1-4-3-دلبستگی به محیط مسکونی75
3-1-4-4-رضایت مندی از محیط مسکونی75
3-1-4-5-امنیت76
3-1-4-5-1-ابعاد امنیت:78
3-1-4-6-تناسب توده-فضا79
3-1-5-جمع بندی81
3-1-5-1-ویژگی‌های محله پایدار اجتماعی81
3-1-6- منابع83
گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد85
3-2-1-مقدمه85
3-2-2- سرمایه اجتماعی86
3-2-2-1- مفهوم سرمایه اجتماعی86
3-2-2-2- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی88
3-2-2-3- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:90
3-2-2-3-1- اعتماد اجتماعی 90
3-2-2-3-2-انسجام و همبستگی اجتماعی 92
3-2-2-3-3-مشارکت اجتماعی93
3-2-4-معیارهای سنجش سرمایه اجتماعی94
3-2-5-پرسشنامه99
3-2-6-جمع بندی101
3-2-7-منابع102
گفتار سوم : عرصه های گروهی و مجتمع های زیستی105
3-3-1- مقدمه105
3-3-2- چیستی و کیفیت عرصه های گروهی106
3-3-3- عرصه های گروهی و شکل گیری سرمایه اجتماعی107
3-3-3-1- عرصه های گروهی به عنوان بستر تعاملات اجتماعی108
3-3-3-2-روابط اجتماعی و بازتولید پایداری اجتماعی110
3-3-4- چگونگی عرصه های گروهی و قابلیت گسترش روابط اجتماعی در آنها112
3-3-4-1- تاثیر ابعاد و شکل عرصه های گروهی برمیزان استفاده از آنها115
3-3-4-1-1- سرزندگی118
3-3-4-1-2-نفوذ پذیری119
3-3-4-1-3-گوناگونی119
3-3-4-1-4-انعطاف پذیری120
3-3-4-1-5-رنگ تعلق و خوانایی121
3-3-4-1-6-تناسبات بصری121
3-3-4-2- مجاورت کارکردی و الگوهای تعامل اجتماعی در مناطق مسکونی122
3-3-4-2-1-فاصله ها و معانی123
3-3-4-2-2- کنترل قلمرو و روابط اجتماعی124
3-3-4-3- عرصه های اجتماع پذیر و اجتماع گریز126
3-3-4-4- اهمیت خلوت و حریم در افزایش تعاملات اجتماعی127
3-3-4-4-1-نظارت پویا بر خلوت129
3-3-4-4-2-میزان روشنایی و طراحی130
3-3-4-5-معیارهای برخاسته از مکان و زمان131
3-3-4-5-1- مکان132
3-3-4-5-2- زمان134
3-3-5- الگوهای فعالیت و عرصه های گروهی در مجتمع های مسکونی135
2-3-5-1-عرصه های مناسب کودکان138
2-3-5-2-عرصه های مناسب سالمندان140
3-3-6-جمع بندی141
2-3-6-1- نقش عرصه‎های گروهی و زندگی جمعی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی141
3-3-7-منابع 145
فصل چهارم: شناخت بستر پژوهش147
4- شهر مشهد148
4-1-نحوه شکل گیری و توسعه148
4-2-معماری و شهرسازی153
4-2-1-خانه و محله در مشهد156
4-2-2-نظام قرارگیری بافت مسکونی و جهت گیری ابنیه:159
4-2-3-مروری بر محلات قدیمی162
4-3-مردم مشهد175
4-3-1-فرهنگ و معیشت ساکنان مشهد176
4-4-ویژگی های جغرافیای181
4-5-منابع184
گام سوم: تحلیل یافته ها185
فصل پنجم: دستاوردهای پژوهش185
5-1-مسکن پایدار186
5-2- پایداری اجتماعی و روابط اجتماعی در محله های مشهد186

5-2-1- عینیت یافتگی در سرمایه فرهنگی186
5-2-2-روابط اجتماعی عینیت یافته در فضاهای جمعی188
5-2-3- باز تولید سرمایه اجتماعی در واحد همسایگی189
5-3-راه‎های تقویت و پایداری سرمایه اجتماعی در مشهد191
5-3-1- برنامه‎ریزی برای توسعه پایداری اجتماعی در محله‎ها و مجتمع های مسکونی191
5-3-2-تقویت راه هایی برای ارتباط های شخصی ( ارتباط بصری ، گفتاری و دیداری)192
5-4-شاخصه‌های پایداری اجتماعی در محلات و مجتمع‎های سکونتی شهر مشهد194
5-5-چگونگی عرصه های گروهی مجتمع های مسکونی در راستای افزایش سرمایه اجتماعی196
5-6-منابع201
گام آخر : جمع بندی و نتیجه گیری202
فهرست منابع:212
چکیده
نقش پایداری اجتماعی در طراحی محله پایدار از جمله مهمترین موضوعات بحث برانگیز در دوران معاصر محسوب می‎شود. بر اساس پیش‎فرض‎ها و فرضیه مورد نظر پژوهش، این مفهوم می‎تواند بر اساس الگوی توسعه عرصه‎های گروهی درمجتمع‎های مسکونی تفسیر شود. هدف این پژوهش دستیابی به راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضای زندگی ساکنین مشهد خصوصا در بخش مسکن و فضای عمومی مجتمع های مسکونی و همچنین پایدارسازی جریان زندگی در آنهاست. و با معرفی شاخصه‌های پایداری اجتماعی مسکن و نشان دادن نقش اساسی بعد اجتماعی در طراحی محله پایدار، به ترسیم الگویی برای توسعه عرصه‎های گروهی در مجتمع‎های مسکونی می پردازد؛ علاوه بر آنکه جایگاه چنین رویکردی را در توسعه پایداری اجتماع محلی، تحلیل نماید. نتیجه این تحقیق نشان‌ می‌دهد که رعایت اصول پایداری اجتماعی در طراحی محله و عرصه‎های گروهی در مجتمع‎های مسکونی، تأثیر بسزایی در جنبه های دیگر پایداری خواهد داشت.
روش تحقیق این پایان نامه برمبنای روش پیمایشی از نوع اکتشافی است که بر مبنای تحلیل, توصیف و استخراج نتایج حاصل از پرسش نامه ها و کشف اصول پایداری و روابط بین این اصول از دید جامعه صاحب نظران انجام می گیرد تا در نهایت, اصول نظری پایداری مجتمع های مسکونی تعیین شود. درمرحله بعد, بامقایسه آن با واقعیت خارجی می توان به اصول عملی و راهکارهای معماری دست یافت. این مهم از طریق تحقیقات میدانی وتنظیم پرسش نامه و توزیع آنها میان ساکنان مجتمع ها انجام خواهد گرفت. درنهایت الگوهایی جهت ارتقاء پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی باتوجه به نقش عرصه های گروهی ارائه شده است.
گام اول: پروپزال
1-1-مقدمه:
تاثیرات محیط بر سلامت روح و روان , درکنار سلامت جسم، موضوعی بسیار قابل توجه است. درست است که میزان آمادگی ابتلا به اختلالات روانی وتوانایی مقابله با آنها در افراد متفاوت است و می تواند جنبه موروثی داشته باشد, ولی در بسیاری از موارد عوامل محیطی هستند که در برهم خوردن تعادل روانی فرد نقش موثری دارند. بعنوان مثال عواملی چون آرامش, هویت فردی, حس اعتماد وعزت نفس و داشتن انگیزه و محرک در تعادل و سلامت روانی نقش بسیار مهمی دارند و محیط فیزیکی می تواند بر این عوامل اثر گذار باشد. همچنین چگونگی روابط اجتماعی فرد ازعوامل مهم دیگر اثرگذار برسلامت روانی فرد هستند و کیفیت محیط فیزیکی می تواند برچگونگی برقراری روابط اجتماعی و شکل گیری دوستی ها اثر داشته باشد. بنابراین طراحی صحیح می تواند در تعدیل محیط فرد و بهره بردن از شرایط محیطی مناسب موثر باشد و با کنترل و کاهش فشارهای محیطی، فرصتی برای بهبود, در اختیار فرد قرار دهد و از طرف دیگر با عوامل محیطی مناسب موجب تسهیل و تسریع روند بهبود اختلالات روانی چه در معنای حاد وچه در معنای برهم خوردن کوتاه مدت تعادل روانی, شوند. این توجهات در طراحی ممکن است دخالت در محیط زندگی یا کار فردی را ایجاد کند ویا تنها کنترل عوامل محیطی باشد, به گونه ای که بتوانند تاثیرات خوبی چون آرامش بخشی وایجاد اعتماد به نفس بر فرد داشته باشند. این موضوع در طراحی وساماندهی خانه ها، مجتمع های مسکونی و محدوده های زیستی بسیار قابل توجه است.
1-2-طرح مسئله:
امروزه به علت نگرش کمی به مسکن وتوجه به رفع کمبود آن از یک طرف و نگرش سودجویانه ازطرف دیگر, بسیاری از ارزش های انسانی, اجتماعی, بومی و فرهنگی نادیده گرفته می شود. شهر مشهد نیز همچون سایر شهرهای کشورمان از بد مسکنی رنج می برد و فقدان مسکن مناسب زندگی شهروندان را با مشکل روبرو کرده است. این در حالیست که خانه مناسب وشایسته برای انسجام اجتماعی, رفاه شخصی و استقلال فردی امری اساسی به شمار می رود. امروزه خانه آدمی در بلوکهای مسکونی در پشت چند پنجره یکنواخت وهم شکل با دیگران قرار دارد که نه فقط برای میهمان, بلکه برای افراد خانواده نیز تشخیص آن از بیرون مشکل است ” (پاکزاد، 1386) دراثر اینگونه انبوه سازی های کلیشه ای, انسان ها بصورت توده در کنار هم قرار می گیرند و به جای این که گروه های اجتماعی مثبت گرا وهدفمندی تشکیل گردد, انبوهی از نفرها تشکیل می شود که کنار هم قرار گرفتن آنها فقط ازدحام, شلوغی و هرج ومرج را در پی دارد. در چنین شرایطی, افراد خانواده برای تامین حداقل امنیت و آرامش از جمع فرار کرده، به کنج خانه پناه می برند. غربت ومحرومیت اجتماعی از این جا آغاز می گردد.
از آنجا که همواره توسعه ای پایدار است که به لحاظ کیفی, سلامت انسان و نظامهای اکولوژیک را در بلند مدت بهبود بخشیده و تئوری معماری پایدار نیز زاده همین تفکر است, بهترین گزینه برای اصلاح وضع موجود گرایش به معماری پایدار می باشد و در صورتی که خانه سازی, روند پایداری نداشته باشد, هیچ جامعه ای نخواهد توانست به توسعه ای پایدار, دست یابد.
در جهت نیل به معماری پایدار 3 راهبرد اساسی راباید قابل توجه دانست :
– پایداری زیست محیطی
– پایداری اقتصادی
– پایداری اجتماعی
برای رسیدن به مفاهیم وارزشهای پایدار بایستی به بطن آن وارد شد و اصول آن را دریافت. این رویکرد طی دهه اخیر به طور قابل توجهی رشد کرده است ولی درعین حال درک وفهم پایداری, اهداف ودستاوردهای آن, به طور عمده ای توسعه نیافته باقی مانده است. بررسی نمونه هایی از ساختمان های پایدار مشخص می سازد که طراحان هریک تنها بربخشی از عوامل تاثیر گذار بر پایداری یک بنا تمرکز کرده اند و آنچه تقریبا در همه بناها مشترک است آرزوی ساختن بناهایی است که با محیط خود دوستانه تر برخورد کنند و اغلب ارزش های پایداری اجتماعی و فرهنگ به فراموشی سپرده شده است یا اساسا مجال دقت نمی یابد. چنین رویکرهایی تاثیر طراحی بر تحقق اهداف والای انسانی- اجتماعی و محیطی را نادیده می گیرد ونقش طراح را در چهار چوب قواعد علمی معطوف به مهندسی تقلیل می دهد. به همین دلیل در این رساله بیشتر بر روی پایداری اجتماعی تاکید خواهیم داشت.
“در طراحی پایدار باید به پایداری اجتماعی واقتصادی به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیطی ساختمان ها وشهرها اهمیت داده شود” (لنگ، 1386: 87) پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی, وضعیتی است که ساکنان از زندگی در خانه و مجتمع خود رضایت داشته باشند و از همسایگی با سایر ساکنان لذت برند تا سرمایه های اجتماعی حفظ شوند و در حقیقت وجود عرصه های گروهی همچون فیلتری است که روابط اجتماعی از هم گسسته را در شهرهای شلوغ امروزی را تلطیف می کند.
سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و…می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.
1-3- ضرورت تحقیق:
تداوم افزایش قابل توجه جمعیت شهر مشهد1 و روند تجدید تشکیل تقاضا مخصوصا از ناحیه ازدواج های جدید (که گفته می شد دراین سالها درحدود800 هزارتا 1 میلیون مورد در سال می باشد) و ناکافی بودن مسکن ساخته شده توسط مردم, موجب شده است که در هر دوره واحدهای مسکونی تولید شده نسبت به مجموع نیازهای برطرف نشده و باقی مانده از قبل وتقاضای جدید کمبود زیادی را نشان دهد. از طرفی بخش های قدیمی تر دیگر نمی توانند پاسخگوی نیاز روز افزون به تقاضای مسکن باشند وفرسودگی کالبدی بخش های فرسوده موجب می شود, نیاز به طراحی وساخت مجموعه های جدید مسکونی در حومه شهر هر روز بیشتر از گذشته احساس شود. بنابراین مجموعه های جدید مسکونی در قسمت های جدید شهر مشهد ساخته شده و توسعه می یابند, اما چالش اصلی اینجاست که آیا این بخش های جدید شهری می توانند وظایف اصلی خود را بخصوص درحوزه پایداری اجتماعی دربرابر شهروندان ایفا نمایند؟
با توجه به اینکه تاکنون مجتمع مسکونی با این رویکرد و با توجه خاص به مبحث پایداری اجتماعی در شهر مشهد ساخته نشده است, این رساله می تواند در راستای طراحی مجتمع های متعددی از این دست در جای جای شهر و کشور موثر باشد. و امید بر آن است که به نوعی جهت یابی برای بهینه سازی کیفیت سکونت دست یابیم.
1-4- اهداف تحقیق:
1-4-1-اهداف کلی:
– دستیابی به راهکارهایی جهت ارتقای فضای زندگی
الگو سازی برای مسکن پایدار در شهر مشهد
– نقش پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع های مسکونی
1-4-2-اهداف خاص
– بررسی جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی
– بررسی نقش عرصه های گروهی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی
– دستیابی به ویژه گی های عرصه های گروهی جهت تعامل پذیری بیشتر ساکنین
1-5-سوالات تحقیق:
– عرصه های گروهی مجتمع های مسکونی چه نقشی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی دارند؟
– چگونه می توان از عوامل پایداری اجتماعی (سرمایه اجتماعی ,مشارکت و…) درتعریف الگوی مسکن پایدار استفاده کرد؟
– الگوی مسکن پایدار برای شهر مشهد دارای چه مشخصاتی است؟ وچگونه می توان از آن درطراحی معماری استفاده کرد؟
1-6-روش تحقیق:
هدف این تحقیق دستیابی به راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضای زندگی ساکنین مشهد خصوصا دربخش مسکن و فضای عمومی مجتمع های مسکونی وهمچنین پایدارسازی جریان زندگی در آنهاست.
باتوجه به وجود نگرش های مختلف به معماری واینکه تمام آنها درشکل گیری یک اثر دخیل هستند واینکه نگارنده نمی توانست در یک تحقیق به تمام آنها بپردازد رویکرد اصلی مورد مطالعه این پروژه “پایداری اجتماعی” درنظر گرفته شد. و از آنجایی که محدود کردن چارچوب تحقیق به محقق کمک می کند تا متغیرهای کمتری داشته باشد و به این ترتیب با کنترل داده های ورودی و خروجی کمتر, به نتایج دقیق تری دست یابد, سایر موارد چون تاثیر اقلیم, تکنولوژی, تاریخ و…نیز تا جایی که به رویکرد درنظر گرفته شده ارتباط داشتند مورد مطالعه قرار گرفته اند.
روش تحقیق این پایان نامه برمبنای روش پیمایشی از نوع اکتشافی است که بر مبنای تحلیل, توصیف و استخراج نتایج حاصل از پرسش نامه ها و کشف اصول پایداری و روابط بین این اصول از دید جامعه صاحب نظران انجام می گیرد تا در نهایت, اصول نظری پایداری مجتمع های مسکونی تعیین شود. درمرحله بعد, بامقایسه آن با واقعیت خارجی می توان به اصول عملی و راهکارهای معماری دست یافت. این مهم از طریق تحقیقات میدانی وتنظیم پرسش نامه و توزیع آنها میان ساکنان مجتمع ها انجام خواهد گرفت. درنهایت الگوهایی جهت ارتقاء پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی باتوجه به نقش عرصه های گروهی ارائه شده است.
1-7-پیشینه تحقیق:
برای دستیابی به راهکارهای طراحی مسکن پایدار به لحاظ اجتماعی, مستلزم استفاده از مطالعات انجام شده توسط دیگران می باشیم که در جدول زیر بصورت خلاصه ارائه شده است:
پرسش آغازینصاحب نظرفضای مناسب زندگی – مسکن- باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟کریستوفرالکساندر-فرانسیس تیبالدز- آنی ین بنتلی معماری پایدار چیست؟یانگ ییم کیمدیدگاه اجتماعی چگونه به معماری می نگرد؟آموس راپاپورت-بیل هیلیر-کریستوفر الکساندرپایداری اجتماعی درمعماری چیست؟وچگونه بدست می آید؟ساچز-برت-مایکل هنسل-بیل هیلیر-کوین لینچ- جهانشاه پاکزاد- مصطفی عباس زادگانرفتارها وروش زندگی استفاده از معماری چه نقشی درشکل گیری پایداری و عدم پایداری آن دارد؟بیل هیلیر-کریستوفر الکساندر

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-8- منابع:
– الکساندر, کریستوفر, چرمایف, سرج (1371) “عرصه زندگی جمعی وزندگی خصوصی (به جانب یک معماری انسانی)”, ترجمه :مزینی, منوچهر, انتشارات دانشگاه تهران.
– تولایی, نوین, (1386) “شکل شهر منسجم”, نشر امیر کبیر, تهران.
– پاکزاد, جهانشاه, (1386) “مقالاتی درباب مفاهیم معماری وطراحی شهری”, انتشارات شهیدی, تهران
– لنگ, جان, (1383) ” آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در طراحی محیط)”, ترجمه علیرضا عینی فر, انتشارات دانشگاه تهران.
– www.amar.org.ir
گام دوم: شناخت
فصل دوم: مطالعات پایه
گفتار اول: مفاهیم پایداری
2-1-1- مقدمه
با پیشرفت سریع فناوری و در پی آن گسترش روند شهرنشینی و اثرهای منفی آن در به کارگیری و تخریب بیشتر زمین ، منابع طبیعی و فضای سبز و آلوده سازی خاک بکر ، آب سالم و هوای تمیز ، در نظر گرفتن مقوله ی توسعه پایدار در شهرسازی را به امری ضروری تبدیل کرده است.
توسعه پایدار که نیازهای حال انسان را با توجه به توانایی نسل آینده در دریافت نیازهایش مد نظر دارد، از ترکیب دو واژه توسعه (development) و پایدار (Sustalnable) پدید آمده است. توسعه پایدار را می توان نتیجه رشد منطقی آگاهی، نسبت به، مسایل جهانی محیط زیست و توسعه دانست، که به نوبه خود تحت تاثیر عواملی همچون نهضت های زیست محیطی دهه 60 انتشار کتابهایی نظیر محدودیتهای رشد و اولین کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه که در سال 1972 استکهلم برگزار شد قرار گرفته بود. امروزه واژه ی توسعه پایدار ، حرکتی است برای نیل به توافقات بین المللی، که منافع همگان را محترم می داند و از یکپارچگی محیط زیست جهان و نظام توسعه ، حمایت می کند و بخش عمده ای از ادبیات شهرسازی سال های اخیر را به خود اختصاص داده است. اما نظریه اخیر در مقیاس محلی هنور به درستی تبیین نشده و می تواند به عنوان موضوع پژوهش ها مد نظر باشد، توسعه پایدار در مقیاس محله مسکونی است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می گردد که محله ها و محیط های مسکونی کوچکتر، محصول نظریه ها و ایده های مطرح شده در توسعه شهری پایدار را به عینیت تبدیل می کنند و مسائل آن نیز محسوس تر می شود به علاوه اینکه شاخص های پایداری به ویژه در مقیاس های کوچک باید متناسب با شرایط محیطی، اجتماعی، اقتصادی و… هر جامعه و مخصوص آن تعریف شود.
علی الاصول، پایداری می تواند معانی بسیاری را در بر داشته باشد که از یک هدف اکولوژیکی تا اصولی برای فعالیت های مختلف اقتصادی و اجتماعی را شامل می شود. در قالب فرایند توسعه در دهه های اخیر، حفاظت از منابع طبیعی که در دهه های 1970 و 1980 بیشترین توجه را به خود معطوف کرده بود، در دهه های 1980 و 1990 جای خود را به مقررات اصلاحی و انعطاف پذیر بر پایه کارایی داد. از دهه 1990 به بعد، مفهوم توسعه پایدار و جوامع پایدار، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است (Mazmanian and Kraft, 1999,10-11 ).
2-1-2- توسعه پایدار
2-1-2-1- تعریف توسعه پایدار
« هدف اصلی توسعه ی پایدار ، تامین نیازهای اساسی ، بهبود و ارتقای سطح زندگی همه ، حفظ و اداره بهتر اکوسیستم ها و آینده ای امن تر و سعادتمندتر ذکر شده است » ( مکنون ، 1374).
واژه ی پایدار برای توصیف جهانی به کار می رود که در آن انسان و طبیعت بتوانند با در نظر گرفتن نیازهای حال و حقوق نسل های آینده و با حفاظت از محیط زیست و بدون ایجاد آثار مخرب جدی بر آن ادامه حیات دهند. توسعه ی پایدار به معنی ارئه ی راهکارهایی در مقابل الگوهای فانی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی است که از بروز مسائلی چون افزایش بی رویه ی جمعیت ، فقر ، نابودی منابع و محیط زیست ، تداخل در اکوسیستم کره ی زمین و در نتیجه خسارات ناشی از اثرهای زیانبار نابودی محیط زیست جلوگیری کند.
با توجه به ماهیت منسجم و به هم پیوسته ی کره ی زمین ، این فرایند باید با تشریک مساعی دولت ها و مشارکت افراد بومی جوامع انجام شود . به عبارت دیگر ، این مفهوم ، فرایندی است که در آن سیاست های کلی به نحوی طراحی می شوند که به توسعه ای منجر شوند که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، اکولوژیکی پایدار باشد و به سرمایه گذاری کافی در زمینه ی آموزش، بهداشت، جمعیت و انرژی بینجامد . ابعاد توسعه شامل پایداری اقتصادی اجتماعی و بوم شناختی و توسعه ی مکانی پایدار با هدف تشکیل روستاها و شهرهای متعادل تر و توزیع بهتر زمین برای اسکان انسان و تداوم فرهنگی است .
دهخدا پایداری را به معنای بادوام بودن ، ماندنی و جاودان آورده است ، به طور کلی پایداری را می توان به آنچه در آینده تداوم می یابد ، تعریف کرد در لغت نامه وبستر1 پایداری به صورت « استفاده از منابع به شکلی که به آنها آسیب نرساند و آنها را اتمام نرساند» ، معنا شده است .
شکل 1: جنبه های مختلف پایداری
توسعه پایدار، رویکردی جامع به بهبود بخشی کیفیت زندگی انسان ها در جهت تحقق رفاه اقتصادی، اجتماعی و محیطی سکونتگاه های انسانی است (Torjman,2000:2 ).در این معنا توسعه پایدار فرایندی است که با سازماندهی و تنظیم رابطه انسان و محیط و مدیریت بهره برداری از منابع و محیط زیست، دستیابی به تولید فزاینده و مستمر، زندگی مطمئن، عدالت و ثبات اجتماعی و مشارکت مردم را تسهیل می کند. همانطور که شکل 1 نشان می دهد، توسعه پایدرا بر آن است تا از طریق توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و مسئولیت پذیری محیطی جامعه انسانی را به سوی دنیای خوب، زیست پذیر و دوام یافتنی رهنمون سازد. در این معنا هسته مرکزی مفهوم پایداری بر حفظ و نگهداشت “ذخایر” استوار است و در حقیقت توسعه پایدار چیزی جز حفظ ذخایری چون سرمایه انسانی، اجتماعی، طبیعی و اقتصادی نیست.
قلمرو توسعه پایدار، تنها به حفاظت از محیط زیست طبیعی محدود نمی شود، بلکه مفاهیمی نظیر شهر، روستا، عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت، مشارکت مردم در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها را نیز شامل می شود. در واقع همه زوایای زندگی انسان امروزی و نسل های آینده را در بر می گیرد. (ملکی، 1390: 124)
با این شرح، باید توسعه پایدار را فرآیندی دانست که طی آن مردم یک کشور نیازهای خود را برآورده میسازند و زندگی خود را ارتقا میبخشند، بدون اینکه از منابعی که به نسلهای آینده تعلق دارد را به مخاطره اندازند. بنابراین توسعه را زمانی پایدار مینامیم که مخرب نباشد و امکان حفظ منابع، اعم از آب، خاک، منابع ژنتیکی، گیاهی و جانوری را برای آیندگان فراهم آورد.
پایداری شهری نیز مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار به عنوان الگووارهای جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشههای نگرش توسعه پایدار به نارضایتی از نتایج توسعه و رشد اجتماعی-اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی (اکولوژی) بر میگردد. این الگوواره تازه با عنوان توسعه پایدار به مقابله با الگوهای تولید، توزیع و مصرف ناسازگار با طبیعتی میپردازد که به اتمام منابع و تخریب محیط زیست میانجامد و تنها فرآیند توسعهای را تایید میکند که به بهبود کیفیت زندگی انسانها در حد پذیرش ظرفیت نظامهای پشتیبان حیات منجر شود. این الگوواره جدید توسعه پایدار، حول حساسیتهای زیست محیطی و به بیان دقیقتر بومشناختی شکل گرفت و اشارههای اولیه آن برای سیاستهای توسعه شهری، حفظ فضای سبز و پاکیزگی آب، جلوگیری از آلودگی هوا و کاهش تولید زباله در سطح محلی بود. لیکن به تدریج سیاستهای پایداری به پهنههای جغرافیایی گستردهتری ( در سطوح منطقهای، ملی و جهانی) روی آورد و افزون بر بعد بومشناسانه، به ابعاد اجتماعی-اقتصادی نیز توجه کرد. از اینرو میتوان شهر پایدار را شهری دانست که برآمده از توسعهای است که ذهنیت و امکان ارتقای همیشگی سلامت اجتماعی-اقتصادی و بومشناسانه شهر و منطقه آن را فراهم کرده است. (زرآبادی و توکلی، 1388: 120)
پیتر هال در خصوص معنا و مفهوم توسعه پایدار شهری می نویسد:” شکلی از توسعه امروزی که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهری نسل های آینده را تضمین کند.“ از نظر وی پایداری شهری مستلزم موارد زیر است:
– وجود یک اقتصاد پایدر شهری موجد کار و ثروت
– همبستگی و انسجام شهری
– سرپناه پایدار شهری موجد مسکن مناسب و قابل تهیه برای همه
– محیط زیست پایدار شهری موجد اکوسیستم های بادوام و پایا
– دسترسی پایدار شهری موجد منابع حفاظت کننده قابلیتهای تحرک اجتماعی
– زندگی پایدار شهری موجد یک شهر زنده
– مردم سالاری پایدار شهری موجد توانمندسازی حقوق و مرتبه شهروندی (Hall & Pfeiffer, 2000).
توسعه پایدار شهری نه به معنای توسعه پایدار هر یک از زیرسیستمهای اقتصادی، اجتماعی، یا زیست محیطی به تنهایی است، و نه به معنای افزایش پایداری این زیرسیستمها. در عوض، تلاش می کند که رشد اقتصادی، بازسازی اکولوژیکی، حفاظت زیست محیطی و پیشرفت اجتماعی را متعادل سازد و دشواری این چالش، آن را به یک نقطه تمرکز عمده تحقیقات در سرتاسر جهان تبدیل نموده است (Riley, 2001 و Button, 2002).
2-1-2-2- تاریخچه ی توسعه پایدار
مبحث پایداری با واکنش افراد و محافل علمی در مسایل زیست محیطی آغاز شد. اولین ایده های مبحث پایداری از دهه ی 1950 توسط آلدولئوپولد2 مطرح شد .وی قابلیت محیط برای جذب و تحمل تاثیرات انسان را مورد توجه قرار داد و این نگرانی را مطرح کرد که محیط تا چه حد می تواند آثار زندگی انسان امروز را تحمل کند و پایدار باقی بماند.3
انتشار کتاب «بهار خاموش» راشل کارسون (1962) کتاب «کوچک زیباست» شوماخر (1974) و «تراژدی مشترک» هاردین (1977) حساسیت بسیاری در زمینه محیط زیست و آینده انسان برانگیخت (علی نژاد، 1385 : 8). بحث توسعه پایدار در سال 1987 از طریق گزارش بروتلند تحت عنوان آینده مشترک ما توسط کمیته جهانی محیط زیست و توسعه، به طور رسمی در دستور کار سازمان ملل قرار گرفت (قبادیان، 1388 : 5). توجه به مسائل سیاسی زیست محیطی در سطح جهان پس از تشدید فعالیت های آلوده کننده در دهه های 1950 و 1960 میلادی (1330 و 1340 شمسی) یعنی حدود 57 سال قبل آغاز شد . در سال 1968 میلادی (1347 شمسی ) مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصمیم به برگزاری کنفرانس بین المللی محیط زیست گرفت و در نتیجه اولین کنفرانس جهانی در ژوئن 1972 ( مرداد 1351 ) در استکهلم برگزار شد ( مکنون ، 1374). این کنفرانس به اعلامیه ی استکهلم منتهی شد که نقطه ی عطفی در تاریخ نگرش انسان به منابع طبیعی و بهره برداری از زمین بود . بیست سال بعد از کنفرانس استکهلم کنفرانس دیگری به نام کنفرانس ریو برگزار شد ، در این کنفرانس با تاکید بر « بیانیه ی کنفرانس سازمان ملل متحد پیرامون محیط زیست انسان » ، که در سال 1972 در شهر استکهلم تصویب شد ، بیانیه ای با 27 اصل تنظیم شد که هدف آن ایجاد همکاری جدید و برابر جهانی از راه ایجاد سطوح نوینی از تشریک مساعی میان دولت ها ، بخش های کلیدی و جوامع و ملت ها ، با تلاش برای نیل به توافقات بین المللی که منافع همگان را محترم شمرد و از یکپارچگی محیط زیست جهان و توسعه ی حمایت به عمل بیاورد بود ، که برخی از دستاوردهای آن که در خصوص پیشگیری از ایجاد آثار مخرب زیست محیطی است ، عبارتند از :
1 ـ معرفی انسان به عنوان کانون اهداف توسعه ی پایدار؛
2 ـ برآورده کردن نیارهای نسل کنونی و نسل های آینده در زمینه ی توسعه و حفظ محیط زیست ؛
3 ـ حفاظت از محیط زیست به عنوان جزء لاینفک فرایند توسعه ؛
4 ـ مشارکت شهروندان در سطوح مناسب در حل مسائل محیط زیست ؛
5 ـ اعمال قوانین موثر زیست محیطی توسط دولت ها ؛
6 ـ اعمال اقدامات پیشگیرانه برای حفاظت از محیط زیست توسط دولت ها ؛
7 ـ ارزیابی تاثیرات زیست محیطی فعالیت هایی که آثار مخرب جدی بر محیط زیست داشته باشند ، توسط مقامات ذی صلاح ملی ؛
8 ـ حمایت از هویت ـ فرهنگ و منافع افراد بومی و جوامع آنها و دیگر جوامع محلی به سبب دانش و آداب و رسوم سنتی ایشان.4 (محمودی، 1388: 2-3)
یکی دیگر از دستاوردهای کنفرانس مذکور دستورکار 21 بود . عواملی که در دستور کار 21 به عنوان عوامل موثر در توسعه ی پایدار مطرح شد عبارتند از :
1 ـ اصلاح تجارت بین المللی مبتنی بر عدم تبعیض ؛
2 ـ مبارزه با فقر ؛
3 ـ تغییر الگوی مصرف ؛
4 ـ برنامه های کنترل جمعیت ؛
5 ـ تامین مسکن مناسب برای انسان ؛
6 ـ تلفیق امور توسعه با محیط زیست ؛
7 ـ حفاظت از جو زمین ؛
8 ـ بهره برداری مناسب از زمین ؛
9 ـ حفظ تنوع گونه های زیستی ؛
10 ـ کویر زدایی ؛
11 ـ حفاظت از کوهستان ها ؛
12 ـ توسعه ی کشاورزی پایدار؛
13 ـ مبارزه با نابودی جنگل ها ؛
14 ـ بیوتکنولوژی پایدار ؛
15 ـ حفاظت و مدیریت منابع آب ؛
16 ـ مدیریت مواد شیمیایی سمی ؛
17 ـ مدیریت ضایعات خطرناک ؛
18ـ مدیریت زباله های جامد و خطرناک ؛
19ـ مدیریت زباله های اتمی ( مکنون ، 1374).
اجلاس سازمان ملل در ریودوژانیرو در سال 1992 میلادی، 178 کشور شرکت کننده را مکلف کرد تا برنامه ریزان و طراحان شهری و معماران کشورهای مذکور، «شهر و معماری پایدار» را در دستور کار خود قرار دهند. سمینار سیاستهای توسعه مسکن در ایران به مناسبت روز جهانی مسکن، کنگره بین المللی هند با رویکرد پایداری اجتماعی در معماری بیست و دومین کنگره بین المللی اتحادیه جهانی معماران در سال 2005 با عنوان توسعه پایدار و به همراه گوناگونی فرهنگی و زیستی و … حاکی از اهمیت و سابقه موضوع در معماری و شهرسازی معاصر دنیا است.
2-1-2-3- دیدگاههای مرتبط با مفاهیم و تعاریف توسعه پایدار
توسعه پایدار به معنی ارائه راه حلهایی در مقابل الگوهای سنتی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه است که بتواند از بروز مسائلی همچون رواج بیعدالتی، پائین آمدن کیفیت زندگی انسانی، آلودگی، تخریب محیط زیست و … جلوگیری کند (سفلائی، 1383 : 64). تاکنون تعریف جامعی از توسعه پایدار ارائه نشده است. پایدار در فرهنگ دهخدا به معنای ثابت، دائم، استوار، مدام، برقرار و قوی معنی شده است. در کمیسیون بروتنلند میخوانیم «توسعهای که بتواند نیازهای کنونی را بدون از دست دادن توانائی نسل آینده در تأمین نیازهایشان برآورده کند.» (علی نژاد، 1382 :9) در سال 1991، اتحادیه جهانی حفاظت محیط زیست پایدار را «بهبود کیفیت زندگی انسان در چهارچوب برد اکوسیستمهای حامی» مورد تأکید قرار داد (سفلائی، 1383 : 62). جان اهرنفیلد مدرس مؤسسه فن آوری ماساچوست پایداری را امکان شکوفائی دائمی انسان و دیگر موجودات تعریف کرده و پایدار بودن را نتیجه فرهنگی میداند که طی زمان طولانی انباشت میشود. مارجری رودیک معمار منظر و مدیر مؤسسه والاس میگوید: «هیچ کس نمیداند پایداری واقعاً چیست؟! پایداری چیزی است که مردم آن را تشخیص داده و در مورد اصول آن تصوراتی دارند که عمدتاً شامل سلامت محیطی، پایداری اجتماعی و اقتصادی است (مخبر، 1387: 40) . تنها در این چند دهه اخیر است که واژه «پایداری» با معنی کنونی آن یعنی «آنچه که میتواند در آینده تداوم یابد» کاربرد پیدا کرده است. در کنفرانس Urban 21 برلین، تعریف زیر برای توسعه پایدار ارائه شد: «ارتقای کیفیت زندگی، از جمله بهبود شرایط اکولوژیک، فرهنگی، سیاسی، نهادی، سازمانی و اقتصادی بدون آن که نتیجه آن کاهش بیش از حد سرمایههای طبیعی و بدهی منطقهای باشد و بر نسلهای آینده تحمیل گردد» (قبادیان، 1388).
2-1-3- معماری پایدار
2-1-3-1-مفاهیم معماری پایدار
کاربرد مفاهیم پایداری و اهداف توسعه پایدار در جهت کاهش اتلاف انرژی وآلودگی محیط زیست در معماری،مبحثی به نام «معماری پایدار»را به وجود آورده است.در این نوع معماری،ساختمان نه تنها با شرایط اقلیمی منطقه خود را تطبیق می دهد، بلکه ارتباط متقابلی با آن برقرار می کند. بطوریکه بر اساس گفته ی ریچارد راجرز،«ساختمان ها مانند پرندگان هستند که در زمستان پرهای خود را پوش داده وخود را باشرایط جدید محیط وفق می دهند و بر اساس آن سوخت و سازشان را تنظیم می کنند».
معماری پایدار را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.
امروزه اصطلاح معماری پایدار برای طیف وسیع و متنوعی از رویکردهای حساس به محیط بکار گرفته می شود. از معماری بومی سنتی که همواره به عنوان معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی دیده می شود، (Hagan,2001:4) تا گرایش هایی که با ادعای پایدارتر کردن معماری موجود، معتقد به حفظ یک سبک خاص و وارد نمودن جنبه ای از حساسیت محیطی در ظاهر طرح یا کارکردهای محیطی آن هستند و در نهایت آن دسته معدود از معمارانی که معماری را به سمت کنش مندی و پاسخگویی به شرایط محیط داخلی و خارجی سوق می دهند.
سوزان هاگان معماری پایدار را بر مبنای نگرشی میانه رو از اخلاق زیست محیطی تعریف می کند که در آن به برقراری تعادل زیستی با ارگان نظام زیست محیطی تأکید می گردد و نیل به آن را در گرو کنش مندی و پاسخگویی اثر معماری به شرایط محیطی می داند: تبیین رابطه متعادل تر و همزیستانه اثر معماری با محیط که بر کنش مندی خود آگاه اثر معماری نسبت به شرایط محیطی پی ریزی شده است .(Hagan,2001: 4)
هاگان در این تعریف محیط را با نگرشی جامع و فرانگر می بیند که نه تنها بعد بوم شناختی آن ، که ماهیت فرهنگی ـ‌ اجتماعی و اقتصادی ـ سیاسی آن را نیز در بر می گیرد: مفهوم معماری پایدار ، یا همان معماری محیطی پایدار ، تلویحاً برقراری تعادل و تعامل را میان سه حیطه اصلی اجتماعی‌ ـ فرهنگی ، اقتصادی ـ سیاسی وکالبدی محیط در بر می گیرد. چنین رویکردی به معماری و تفکر پایداری ، تحت عنوان رویکرد جامع معماری پایدار ، معرفی شده و مورد تأکید اسناد و وفاق نامه های بین المللی از جمله دستور کار 21 در ساخت و ساز پایدار می باشد.
معماری پایدار توامان از التزام سیاسی ـ اجتماعی [ چشم انداز جهانی] و ارزشی ـ‌ اخلاقی حاکم بر روح زمانه برخوردار گردیده است و جزء مکمل یک فرآیند مشارکتی جهانی [ زیست محیطی ، سیاسی/ اجتماعی] به حساب می آید که ما حصل آن می تواند نیل به جامعه زیستی پایدارتر باشد .(Portcous, 2002:180)
2-1-3-2- دیدگا ههای مختلف درباره معماری پایدار
چالش معماری پایدار در ارتباط با یک راه حل جامع برای ملاحظات محیطی و در عین حال برای بدست آوردن سطح کیفیت زندگی و ارزش های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آسایشی می باشد.
فلامکی از توسعه پایدار به صورت انگیزه ای بزرگ برای: »نو اندیشی های معماری یاد می کند در سال های پایانی سده بیستم، معماری اکوسیستمی، معماری ای که چگونگی های شکل و ارتباطاتی و شالوده ای چرخه های زندگی یا اکوسیستم ها را نقطه آغازین پژوهش و مکان و نقطه پایانی طراحی می گیرد، از یک سو، معماری با تمامی الزاماتی که به میان می آید …برای برپا نگه داشته شدن دارد و پایدار ماندن دارد، به میان می آید و از سوی دیگر، تمامی دانش هایی که هر یک به صورتی خاص خود، با جهان طبیعت سر و کار دارند«… (فلامکی، ۱۳۸۱). او هم چنین ادامه می دهد که برای بر شمردن شاخه های آمیختگی ای که این بینش معمارانه را شکل داده اند، به همراه و در توازی با جناح پیشرفته دانش سیبرنتیک و دانش های محیطی پایه، نمی توان به شاخه ای از فعالیت های علمی- تجربی ای که بیشتر مدنی- انسانی به ابعاد جهانی اند، توجهی نداشت. جایی که از محیط زیست و به ابعاد گوناگون و نسبتاً پرشمار توسعه پایدار، به معنای فراگیرش گفتگو می شود.
بر این مبنا ارائه یک تعریف جامع و مرجع برای رویکرد معماری پایدار ، امری دشوار به نظر می رسد. از این رو در ادامه برخی از تعاریف و تعابیر ارائه شده که از اعتبار و مرجعیت بیشتری برخوردارند مطرح می گردد: تعریف kibert,1994 از معماری پایدار که در نخستین کنفرانس بین المللی ساخت و ساز پایدار 1994 ارائه گردید: خلق محیط انسان ساخت و مدیریت متعهدانه آن بر مبنای اصول بوم سازگاری و بازدهی منابع. این اصول عبارتند از: کمینه کردن مصرف منابع تجدید ناپذیر ، ارتقاء بهبود شرایط محیط طبیعی وکمینه آسیب های بوم شناختی بر محیط.
هر چند که این تعریف مدت ها پس از طرح مفهوم پایداری و به دنبال آن پی گیری رویکرد معماری پایدار ، ارائه شده است ، اما به عنوان تعریف مورد استناد در دستور کارهای فراملی در ساخت و ساز پایدار نظیر دستور کار 21 در ساخت و ساز پایدار ـ از سندیت و مرجعیت بین المللی برخوردار است. در این تعریف تنظیم رابطه میان محیط انسان ساخت و محیط فراگیر بر مبنای تعبیری انسان مدارانه از اخلاق پایداری بیان شده است. با این وجود به دلیل تأکید بر رعایت اصول بوم سازگاری در طراحی معماری قابل توجه است.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید