چکیده
مسأله اسماء و صفات الهی و تأثیر آن بر تکامل انسان، یکی از مهم ترین مسائل فلسفی است که از دیرباز مورد توجّه فیلسوفان الهی بوده است؛ با توجه به جایگاه ویژه ی حکمت متعالیه در میان مکاتب مختلف فلسفی در جهان اسلام، در این پژوهش با روش کتابخانهای و عقلی و تحلیلی به بررسی سه صفت خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی و تأثیر آن بر تکامل انسان پرداخته شده است. این بررسی حکایت از آن دارد که صدور عالم از علم عنایی خداوند است به این صورت که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات، به همه ی جوانب فعلش اهتمام دارد و مخلوقات او دارای همه ی خصوصیات متصور در بالاترین حد کمال هستند که لازمه ی آن، همان نظام احسن است و درمیان مخلوقات، انسان دارای جایگاه ویژه ای است. بنابراین از طریق تفکّر در مقام خلیفه الهی شدن، پذیرش امانت الهی و مسجود ملائک قرار گرفتن انسان، می توان تأثیر صفت خالقیت را بر تکامل، تببین نمود. هم چنین فیض، به فعل فاعلی گفته می شود که پیوسته، بدون دریافت عوضی و بدون غرض، انجام می گیرد؛ چنین فاعلی، دائم الوجود خواهد بود و مبدأ تمام خیرات است و از طریق واسطه ها، فیض رسانی می کند. با تأمل در ولایت تکوینی و تشریعی ائمه، می توان چگونگی تأثیر صفت فیاضیت را بر تکامل انسان، تبیین کرد. هم چنین همه ی بندگان از رحمت رحمانیهی خداوند، مرزوق و به آن مرحوم اند. امّا رحمت رحیمیه، فقط شامل حال مؤمنان می گردد و با تأمل در جلوه های رحمت الهی(آفرینش، دین اسلام و قرآن)، می توان از طریق صفت رحمت الهی به تکامل رسید. پس با توجّه به آن چه گفته شد، انسان به شناخت خداوند نائل می آید، متشبه به او می شود و چیزی جز ذات او مشاهده نمی کند و محو در او می گردد و به بالاترین مرتبه کمال که همان فناء فی الله است، می رسد.
واژه های کلیدی: اسماء، صفات، تکامل انسان، خالقیّت، فیاضیّت، رحمت الهی، صدرالمتألهین.

فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول: کلیّات
1-1. تبیین مسأله5
1-2 روش تحقیق6
1-3. ضرورت انجام تحقیق6
1-4. سؤالات تحقیق7
1-4-1. سؤال اصلی7
1-4-2. سؤال های فرعی7
1-5. فرضیه های تحقیق7
1-6 پیشینه تحقیق8
1-7. هدف تحقیق10
1-8. فایده تحقیق11
فصل دوم: بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی در نظر صدرالمتألّهین
2-1. تعریف اسم15
2-1-1. اسم در لغت15
2-1-2. اسم در اصطلاح16
2-1-2-1. معنای اسم از نظر صدرالمتألهین16
2-1-2-2. معنای اسم از نظر ابن عربی18
2-1-3. شمار اسمای الهی19
2-2. تعریف صفت21
2-2-1. صفت در لغت21
2-2-2. صفت در اصطلاح21
2-2-3. معنای صفت از نظر صدرالمتألهین22
2-3. فرق بین اسم و صفت23
2-3-1. فرق بین اسم و صفت از نظر صدرالمتألهین24
2-4. اقسام صفات25
2-4-1. صفات سلبی27
2-4-2. صفات ثبوتی28
2-4-2-1. صفات حقیقی28
2-4-2-2. صفات اضافی29
2-4-3. تقسیم دیگری از صفات30
2-5. چگونگی اتصاف واجب به اوصاف کمالی ازنظرصدرالمتألهین30
2-6. عینیت صفات با ذات34
2-6-1. محذورات عدم عینیت صفات با ذات35
2-6-2. براهین عینیت صفات با ذات36
2-6-3. سخن امام علی(علیه السلام)38
2-7. تجلی اسمای و صفات الهی40
2-7-1. تعریف تجلّی40
2-7-1-1. تجلّی در لغت40
2-7-1-2. تجلّی در اصطلاح40
2-7-2. تجلی اسمای و صفات الهی از نظر صدرالمتألهین41
فصل سوم: انسان و کمال او
3-1. تعریف انسان49
3-1-1. انسان در لغت49
3-1-2. انسان در اصطلاح صدرالمتألهین51
3-1-2-1. مبانی و اصول فلسفی صدرالمتألهین در تعریف انسان51
3-1-2-2. معنای انسان در نظر صدرالمتألهین52
3-2. تعریف نفس54
3-2-1. نفس در لغت54
3-2-2. نفس در قرآن55
3-2-3. نفس در اصطلاح صدرالمتألهین56
3-3. ارتباط نفس با بدن58
3-3-1. نمونه ایی از ارتباط نفس با بدن60
3-4. قوای نفس ناطقه61
3-4-1. عقل نظری62
3-4-1-1. عقل هیولایی62
3-4-1-2. عقل بالملکه63
3-4-1-3. عقل بالفعل66
3-4-1-4. عقل بالمستفاد67
3-4-2. عقل عملی69
3-4-2-1. تجلیه69
3-4-2-2. تخلیه70
3-4-2-3. تحلیه70
3-4-2-4. فناء70
3-5. تبیین کمال انسان71
3-5-1. تعریف کمال71
3-5-1-1. کمال در لغت71
3-5-1-2. کمال در اصطلاح72
3-5-2. فرق کمال و تمام74
3-5-3. کمال نهایی انسان از نظر صدرالمتألهین75
3-5-3-1. رسیدن به مرتبه ی عقل بالمستفاد75
3-5-3-2. اتحاد نفس با عقل فعال78
3-5-3-3. فنای فی الله81
3-5-3-4. اتّحاد عقل نظری و عقل عملی83
3-5-4. موانع کمال انسان84
۳-۵-۴-۱. نقص ذاتی نفس84
۳-۵-۴-۲. حجابها84
3-5-4-3. انحراف از حقیقت85
3-5-4-4. کدورت و زنگ دل85
3-5-4-5. جهالت ناآگاهی85
فصل چهارم : بررسی و تبیین صفات فیاضیّت، خالقیّت و رحمت الهی در نظر صدرالمتألّهین
4-1. تبیین خلقت در نظام صدرایی89
4-1-1. تعریف خلقت89
4-1-2. اثبات خالق داشتن جهان90
4-1-3. صدور عالم از علم عنایی خداوند91
4-1-3-1. عنایت ذاتیه91
4-1-3-2. عنایت فعلیه92

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-1-4. حادث زمانی بودن عالم92
4-1-4-1. تعریف عالم92
4-1-4-2. تعریف حدوث و قدم93
4-1-4-3. عالم ، حادث زمانی است.94
4-1-5. رابطه ی بین خالق و مخلوقات96
4-1-6. هدف از خلقت جهان98
4-2. تاریخچه ی نظام فیض100
4-3. تعریف فیض101
4-3-1. فیض در لغت101
4-3-2. فیض در متون دینی101
4-3-3. فیض در اصطلاح102
4-3-3-1. فیض اقدس102
4-3-3-2. فیض مقدس102
4-4. ابعاد و آثار فیض و فاعلیت وجودی103
4-4-1. فیض و غرض الهی103
4-4-2. ذاتیّت103
4-4-3. عمومیت فیض و قابلیت مستفیض104
4-4-4 نحوه ی فیضان وجود از حق تعالی105
4-4-4-1. ضرورت105
4-4-4-2. اکملیت106
4-4-4-3. تناسب106
4-4-4-4. تقدّم اشرف107
4-4-5. وساطت در فیض107
4-4-5-1. اقسام وسائط فیض108
4-4-6. اوّلین موجود صادر شده از مبدأ مفیض109
4-4-6-1. قواعد و براهین :109
4-4-6-2. تبیین صادر اول:112
4-5. رحمت الهی113
4-5-1. تعریف رحمت114
4-5-1-1. معانی رحمت الهی در قرآن115
4-5-2. انواع رحمت الهی117
4-5-2-1. رحمت عام ، فراگیر و مطلق117
4-5-2-2. رحمت خاص118
4-5-3. تقدّم رحمت بر غضب121
فصل پنجم: چگونگی تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت و رحمت الهی بر تکامل انسان از نظرصدرالمتألّهین
5-1. تبیین و بررسی صفت خالقیت و رابطه ی آن با تکامل انسان127
5-1-1 . از چه راه هایی می توان از طریق صفت خالقیت به تکامل رسید؟128
5-1-1-1. مقام خلیفه الهی129
5-1-1-2. سجده ی فرشتگان بر انسان132
5-1-1-3. امانت دار الهی135
5-2. تبیین و بررسی رابطه ی صفت فیاضیت با تکامل انسان137
5-2-1. توضیحی اجمالی از نظام فیض خداوند138
5-2-2. چگونگی تأثیر شناخت صفت فیاضیت بر تکامل انسان139
5-2-2-1. ولایت تکوینی ائمه140
5-2-2-2. ولایت تشریعی ائمه144
5-3. تبیین و بررسی رابطه ی صفت رحمت الهی بر تکامل انسان148
5-3-1. از چه راه هایی می توان از طریق رحمت الهی به تکامل رسید؟149
5-3-1-1. آفرینش151
5-3-1-2. دین اسلام154
5-3-1-3. قرآن کریم156
نتیجه گیری 159
فهرست منابع163
الف)منابع فارسی163
ب) منابع عربی169
ج) مقالات174

مقدمه
در واقع آن چه در سنت اسلامی از کلام، نام برده می شود، کلام فلسفی است. این روند از زمان خواجه نصیر الدین طوسی شروع شده است. از این رو صدرالمتألهین، مباحث کلامی را با سبک فلسفی در آثار خویش مطرح کرده است. بنابراین حوزهی مستقلی تحت عنوان کلام وجود ندارد و در حقیقت وی به مستدل کردن مباحث الهیات پرداخت. به زعم وی، فلسفه غایتی جز، الهیات بالمعنی الأخص ندارد و گرایش های عقلانی الحادی اساساً فلسفه تلقی نمی گردند.
یکی از پیشرفته ترین و نوآوارانه ترین نظریه ها در باب تکامل انسان در منابع موجود از این فیلسوف بزرگ به چشم می خورد. وی با قول به گزارههایی چون اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری، امکان فقری، وحدت حقهی حقیقیه و مواردی از این قبیل، مسیر سلوکی انسان را در چهار سفر که در واقع به تدوین کتاب ارزشمند وی به نام «الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه» انجامید، به زیبایی به تصویر می کشد.
در فلسفهی صدرالمتألّهین، هدف حکیمانه خالق از خلقت بشر، بسی عظیمتر از هدف خلقت سایر موجودات است و جایگاه انسان در نظام خلقت، بسیار رفیعتر از سایر موجودات؛ این نظام فلسفی، انسان را وجودی میانگارد که حقایق عالم پیشین و پسین را در خود جای داده و مظهر اسماء و صفات حق در عالم وجود است. مقام خلافت کبری در عالم کبیر به او اختصاص داده شده و به واسطهی این منزلت بلند، یعنی استعداد دریافت همهی حقایق، است که مسجود ملائک گردیده است.
نگارنده در این رساله در پی آن است که با تفحص در آثار حکیمان حکمت متعالیّه به ویژه صدرالحکماء و المتألّهین، تأثیر شناخت صفات خالقیّت، فیّاضیّت و رحمت الهی را بر تکامل انسان مورد بررسی قرار دهد و رهآورد گرانبهای این حکمت را برای انسان معاصر آشکار کند. از این رو پایان نامه، در پنج فصل به شرح زیر تنظیم شده است.
فصل اوّل، کلیّات موضوع که به تبیین موضوع پایان نامه، ضرورت، هدف، فایده، پیشینه و … پرداخته می شود.
فصل دوّم به تبیین و برررسی اسماء و صفات الهی پرداخته ایم که در ضمن آن مسائلی چون تعریف اسم و صفت، فرق بین اسم و صفت، اقسام صفات، چگونگی اتصاف واجب به اوصاف کمالی، عینیت صفات با ذات، تجلی اسماء و صفات الهی مطرح گشته است.
عنوان فصل سوّم، مسألهی انسان و کمال او است که از عناوینی چون تعریف انسان، تعریف نفس، ارتباط نفس با بدن، قوای عقل ناطقه، تعریف کمال، فرق کمال و تمام، کمال نهایی انسان و موانع کمال انسان بحث میکند.
فصل چهارم به تبیین و بررسی صفات خالقیّت، فیّاضیّت و رحمت الهی اختصاص دارد که شامل عناوینی چون تعریف خلقت، صدور عالم از علم عنایی خداوند، هدف از خلقت جهان، تعریف فیض، ابعاد و آثار فیض، تعریف رحمت، انواع رحمت الهی، تقدم رحمت بر غضب است.
در نهایت در فصل پنجم به تأثیر شناخت این صفات بر تکامل انسان میپردازیم و ازتبیین صفت خالقیت و فیاضیت و رحمت الهی و رابطهی آن صفات با تکامل انسان و ذکر راه هایی که می توان از طریق آن صفات به تکامل رسید، بحث میکنیم.

فصل اول
کلیّات

1-1. تبیین مسأله
مسألهی تکامل انسان، هدف همهی ادیان الهی بوده است. فلسفهی اسلامی در راستای این هدف بنیادین، حرکت می کند. صدرالمتألهین از جمله فیلسوفانی است که در ابعاد گوناگون، مسألهی تکامل را تبیین نموده است. یکی از آن ابعاد از طریق تفکّر و شناخت صفات الهی(خالقیّت، فیاضیّت و رحمت الهی) به شناخت خدا و از آن مسیر، سعی در به متشبه شدن به صفات الهی و در پایان، فانی شدن در ذات او به گونه ایی که غیر از او چیز دیگری را مشاهده نکند و این همان، سعادت و تکامل انسان است.
پس از آن جا که نفس انسان، مجموعه تمام موجودات است و شناخت و معرفت نسبت به آن، شناخت تمام موجودات عالم است و هر کس، نفس خود را بشناسد، عالم را شناخته و با شناخت عالم به مقام مشاهده ی خداوند تبارک و تعالی می رسد؛ پس بر اساس این، نشانه هایی از انسان کامل در او دیده می شود و انسان کامل، چون مظهر حق است و حق هم در اسماء و صفات جلوه کرده است؛ بنابراین در این رساله، توضیحاتی در مورد معنای اسم و صفت و تقسیمات آن، معنا و حقیقت انسان و هم چنین در مورد معنای کمال و عقل عملی و نظری و مراتب آن، تبیین و توضیح صفات خالقیّت و فیاضیّت و رحمت الهی و سرانجام کمال نهایی انسان از منظر صدرالمتالهین و تأثیر این صفات سه گانه بر تکامل انسان مورد بررسی قرار گرفته است.

1-2. روش تحقیق
در این پژوهش، به طور عمده از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در بررسی آثار و کتاب های صدرالمتألهین، با بیانی تحلیلی، اجزاء و جزئیات نظرات ایشان را ارائه نموده و به تبیین آن نظریات پرداخته ایم. از آثار و کتاب های دسته اول این فیلسوف بزرگوار در کتابخانه ی تخصصی فلسفه و کلام اسلامی و کتابخانه دیجیتالی نور و نیز مقالاتی که در این زمینه، از سوی محققان در همایش های علمی و مجلات گوناگون به چاپ رسیده، مورد استفاده قرار گرفته است. هم چنین از نرم افزار جامع حکمت اسلامی، شهید مطهری و حسن زاده آملی در تبیین این موضوع، استفاده شده است.
1-3. ضرورت انجام تحقیق
انسان موجودی است که طالب کمال است و روی به سوی تکامل خویش است و تمام سعی و تلاشش را به کار می گیرد تا به این مقام نائل آید. بر اساس این، بشر در طول تاریخ همواره می خواسته تا بداند که از کجاآمده؟ برای چه آمده؟ و به کجا می رود؟ تا در پی آن روشن گردد که چگونه باید برود؟ به دیگر سخن، نهاد کمال جوی هر انسانی، این پرسش بنیادین را پیش می کشد که کمال نهایی انسان به چیست؟ و منزل گاه پایانی وجود آدمی که همه تلاش هایش برای رسیدن به آن است، کدام است؟ انسان تا کجا می تواند پر گشاید؟
برای بعضی این سؤالات به طور گذرا مطرح می گردد و به راحتی از کنار آن می گذرند؛ ولی گروه دیگر که تعداد اندکی از انسان ها را تشکیل می دهند و دل در گرو شریعت نورانی اسلام نهاده اند، معمّای هستی را برای خود به صورت مسأله ای جدّی در نظر گرفته اند و روزانه دست کم در عبادت های خود، تقرب به حق تعالی را ازدرگاه رحمتش، درخواست کرده و هدف این عبادت ها را «قرب الهی» قرار می دهد.
بر اساس این، با توجّه به نیاز جامعه اسلامی و تقویت ایمان دینی، بررسی مسأله کمال نهایی انسان، ضروری به نظر می رسد؛ از سویی دیگر تمام آفرینش، بر تکامل انسان بنا شده است تا انسان، بتواند به مقام و مرتبهی انسان کامل را بیابد؛ زیرا او مظهر حق است و حق هم در جمیع اسماء و صفات جلوه کرده بررسی مسأله شناخت اسماء و صفات بر تکامل انسان ضرورت دارد.
1-4. سؤالات تحقیق
ما در این تحقیق بر آنیم تا به سؤالاتی پاسخ دهیم که عبارتند از:
1-4-1. سؤال اصلی
– ازنظر صدرالمتألهین، شناخت صفات خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی چه تأثیری بر تکامل انسان دارد؟
1-4-2. سؤال های فرعی
– کمال نهایی انسان از منظر صدرالمتألهین چیست؟
– معنا و حقیقت صفات خالقیّت، فیاضیّت و رحمت الهی از منظر صدرالمتألهین چیست؟
1-5. فرضیه های تحقیق
– علم به کنه ذات حق، ناممکن است؛ اما اسماء و صفات الهی، نشانه های ذات حق اند؛ بنابراین انسان، پروردگار خود را با اسماء و صفات او می شناسد. از این رو انسان با شناخت اسماء و صفات الهی مانند خالقیّت، فیاضیّت و رحمت الهی می تواند خود را بشناسد؛ زیرا او آیینه ی تمام نمای اوصاف الهی است و از این طریق می تواند نفس خود را پرورش دهد و به مراتب عالی برسد و سرانجام بر اساس آن، به تکامل معنوی نائل آید. پس با تأمل و شناخت ابعاد این سه صفت از قبیل جایگاه انسان و مقامات آن (خلیفه الهی بودن، پذیرش امانت دار الهی و مورد سجدهی ملائک قرار گرفتن) و ولایت تکوینی و تشریعی ائمه و با تأمل در جلوه های رحمت الهی از جمله، آفرینش، دین اسلام و قرآن، می توان به تأثیر صفات خالقیّت، فیاضیّت و رحمت الهی بر تکامل انسان پی برد.
– کمال نهایی انسان را باید در تکامل عقلی وی بجوییم؛ چرا که جداکننده ی انسان از دیگر حیوانات، بعد عقلانی و نفس ناطقه ی او است. از این رو انسان مراتب عقل نظری و عقل عملی را پشت سر می نهد و سرانجام این دو قوه با یکدیگر متحد می گردند و نفس ناطقه، مزین به حله ی «فنای فی الله» می شود.
– خلقت عالم از علم عنایی خداوند است؛ به این صورت که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات به همه جوانب فعلش، اهتمام دارد و مخلوقات او در بالاترین حد کمال اند که به موجب آن، نظام احسن ایجاد می گردد. خداوند تنها وجود بخش هستی است و از آن رو که ذات هستی پیوسته و همیشه بوده، فاعلیت او نیز جاودانه است. این ویژگی را فیض خداوند می نامند. رحمت خداوند به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها است. رحمت رحمانیهی خداوند، همه چیز را زیر پوشش خود دارد، این گونه رحمت‌، نامتناهی است‌ و رحمت‏ رحیمى، فقط شامل حال مؤمنان می گردد و در مقابل عمل به آنان داده می شود.
1-6. پیشینهی تحقیق
تاریخ تفکر انسان دربارهی اسماء و صفات الهی، قدمتی به درازای اندیشهی بشر دربارهی خداوند دارد که همزمان با خلقت و آفرینش انسان، بر روی کره ی خاکی است. بنابراین بشر، همواره میخواسته بداند خدای او کیست؟ و چه ویژگی هایی دارد؟ رسولان الهی نیز به این امر اهتمام داشتهاند و در قرآن کریم آیات بسیاری برای معرفی خداوند آمده است. هم چنین ائمهی اطهار که اوصیای نبی اکرم بوده اند؛ سیرهی پیامران الهی را دنبال نمودهاند و در موارد متعددی به معرفی و توصیف خداوند پرداختهاند که امروزه در قالب کتب روایی التوحید(شیخ صدوق) و اصول کافی(کلینی) درآمده است. در مباحث مکاتب مهم فلسفهی اسلامی(مشایی، اشراقی و صداریی) به وفور با مباحث صفات الهی مواجهه می شویم؛ برای نمونه، صدرالمتألهین در اغلب کتب خود، نظیر بخش هایی از کتاب الاسفار الاربعه، المبدأ و المعاد، الشواهدالربوبیه، المشاعر و …. صفات الهی را تبیین کرده است. هم چنین در سال های اخیر، کتب و مقالات متعدد درصدد معرفی خداوند بوده اند؛ مانند سخن گفتن از خدا(امیر عباس علیزمانی، سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشه ی اسلامی، 1386)، زبان دین(امیرعباس علیزمانی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1375)، فیض و فاعلیت وجودی از فلوطین تا صدرالمتألهین (سعیدرحیمیان، انتشارات بوستان کتاب، 1381) و مقالات نسیم رحمت الهی(محمدتقی مصباح، مجلهی معرفت).
از سویی دیگر همهی ادیان و مکاتب فلسفی، اخلاقی، روان شناسی و تربیتی به مسأله کمال انسان توجّه کرده اند. هر مکتبی که موضوعش انسان باشد، بی شک دیدگاهی در باب تعالی انسان دارد. جهان بینیها بدون دیدگاهی در باب کمال غایی انسان، ناقص اند. هر مکتبی که ادّعای رهایی بخشی انسان ها را دارد و نوید جامعه آرمانی می دهد، در واقع آدمیان را فرا می خواند تا به انسان ایده آل که به تصویر می کشد دل بسپارد و آرزوی تحقق آن را در سر بپروراند. حاصل آن که مسأله کمال انسان، مسألهی فراگیر است که ذهن متفکّران مکتب های گوناگون را به خود مشغول داشته است و متفکّرین فراوانی از مذاهب و ادیان گوناگون و نظریه پردازان علوم انسانی درباب آن، سخن گفته اند.
در میان متفکّرین اسلامی، شاید بیش از همه، اهل عرفان به این مسأله پرداخته اند؛ تا آن جا که برخی از ایشان، هم چون جیلی، نسفی با نگارش آثاری مستقل با عنوان «انسان کامل» به ارائه ی تصویری از انسان کامل همّت گماشته اند. فیلسوفان اسلامی، اعم از حکمای مشایی و اشراقی نیز با بهره گیری از مبانی فلسفی خویش در امور عامّه در این زمینه نظریه پردازی کرده اند. البته صدرالمتألهین بیش از دیگر فیلسوفان، این مسأله را وجهه‌ی همّت خویش ساخته و به مدد آرای اختصاصی و دیدگاه های بدیع خود در امور عامّهی فلسفه، کمال نهایی انسان را به تصویر کشیده است.
نمونه پژوهش های انجام شده در این باب عبارتند از:
1- کتاب کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن از دیدگاه فیلسوفان اسلامی (مهدی عبداالهی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،1390).
2- کتاب کمال انسان و انسان کامل(علی مؤمنی، انتشارات آیت اشراق، 1387).
3- جمالی(1386) در پایان نامهی خود تحت عنوان کمال انسان از دیدگاه ملاصدرا و شیخ اشراق در مورد معنا و حقیقت انسان، معنای کمال، عقول چهارگانه و مراتب عقول مطالبی بیان داشت.
4- میرزاپور(1393) در پایان نامهی خود تحت عنوان جایگاه انسان در نظام هستی در نگرش حکیم سبزواری، علامه طباطبایی، سیّد جلال الدین آشتیانی در مورد معنای عقل و مراتب آن و هدف از خلقت جهان و انسان و برتری انسان نسبت به سایر موجودات و مقامات انسان در مراتب هستی توضیحاتی را بیان داشت.
5- انتظاریان(1393) در پایان نامهی خود تحت عنوان تأثیر شناخت صفت عدالت، عنایت و معشوقیت الهی بر تکامل انسان از نظر صدرالمتألهین در مورد اسماء و صفات الهی، حقیقت انسان، کمال نهایی انسان و چگونگی تأثیر صفات بر تکامل انسان توضیحی را بیان داشت.
از این رو می توان از ذکر این پیشینه، این نتیجه را گرفت که هر کدام از پژوهشهای انجام شده به برخی از مباحث انسان و نیز مسألهی صفات و اسمای الهی پرداخته اند و تا کنون، پژوهشی به جز رسالهی انتظاریان(1393) ارائه نشده است که تأثیر صفات الهی را بر تکامل انسان بررسی کند. بنابراین محقق بر آن است که به حد وسع، به تبیین صفات دیگر از جمله خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی بر تکامل انسان از نظر صدرالمتألهین بپردازد که موضوع جدیدی بوده است و تا کنون به آن پرداخته نشده است.
1-7. هدف تحقیق
مسأله ی اسماء و صفات الهی مسأله دشواری است که در بیش تر عرصه های علمی و فلسفی ظاهر می گردد. به ویژه این که فیلسوفان اسلامی، تمام همّت خویش را بر شناخت اسماء و صفات الهی گذاشته اند.
از طرفی هم غایت فلسفه، کمال انسان است و هم چنین، هیچ موجودی نیست مگر آن که برای او کمالی است که به دست می آورد و با حرکت ارادی و طبیعی، خود را به سوی نهایت کمال انسانی اش می رساند. همین حرکت به سمت کمال، باعث می گردد که انگیزهی شناخت و معرفت نسبت به اسماء و صفات الهی در انسان به وجود بیاید و از طریق شناخت آن اسماء و صفات به خداوند متشبه گردد و در هستی به جایگاه واقعی خود برسد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

با وجود این، انسان که طالب کمال است و سعی می کند تا به کمالات شایسته خود برسد و از سویی دیگر مسأله تکامل، یک مسأله محوری در فلسفه صدرالمتألهین است و با توجّه به اهمیتی که مسأله اسماء و صفات الهی دارد و هم چنین اطلاع رسانی جنبه های گوناگون تکامل انسان، موجب گردیده که به جنبه کمال معنوی از طریق نگاه فلسفی به اسماء و صفات مورد توجّه قرار بگیرد. بر اساس این، سعی شده که به تأثیر شناخت اسماء و صفات خداوند بر تکامل انسان از منظر صدرالمتألهین پرداخته شود.
1-8. فایدهی تحقیق
از آن جا که انسان به گونه ی فطری و در نهان خانه وجود خویش، طالب کمال است و در همه ی رفتارها و گفتار های خود، یگانه هدفش تکامل خویش است؛ از این رو ضروری است که بدانیم منزل گاه و منشأ تکامل وجودمان چیست و به سمت کدام مقصد باید برویم؟ هم چنین همه ادیان و مکاتب فلسفی، اخلاقی، روان شناختی و تربیتی به مسأله کمال انسان وانسان کامل توجّه کرده اند. هم چنان که ایدئولوژی ها، اعم از الهی و الحادی، بر انسان شناسی و نحوه تفسیرشان از کمال انسان استوار هستند و مسأله کمال انسان، مسأله ای فراگیر است که ذهن متفکّران مکتب های گوناگون را به خود مشغول داشته است. از سوی دیگر مسأله ی تکامل نفس، موضوعی محوری در فلسفه صدرالمتألهین است؛ زیرا او غایت فلسفه خود را تعلیم چگونگی رسیدن انسان به اوج قلّه کمال می داند؛ از این رو است که در مهم ترین کتابش یعنی « الحکمهالمتعالیه فی الأسفار الأربعه العقلیه»، نظام فلسفی خود را بر پایه سفر چهار گانه عرفانی تنظیم می کند که با طی آن ها، نفس انسانی، قوس تکاملی صعود را می پیماید.
از طرف دیگر نفس انسان، طالب عروج به مقام بالاتر است و برای عروج به مقام بالاتر، باید پروردگار خود و اسماء و صفات او را بشناسد و با شناخت اسماء و صفات الهی، انسان می تواند خود را بشناسد و نفس خود را پرورش دهد و نفس او به مراتب عالی خود برسد و سرانجام براساس آن می تواند به غایت وجودی خود برسد و به تکامل معنوی دست یابد. بنابراین با توجّه به اهمیت مسأله اسماء و صفات و کمال انسانی، همین امر سبب می گردد که انسان؛ اسماء و صفات خدا را بشناسد و به چگونگی تأثیر شناخت اسماء و صفات بر تکامل بپردازد.

فصل دوّم
بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی
در نظر صدرالمتألّهین
فصل دوّم: بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی در نظر صدرالمتألّهین

2-1. تعریف اسم
پیش از ورود به اصل مسأله و ارائه ی توضیحاتی پیرامون آن، لازم است تعریفی دقیق از مفاهیم آن بیان کرد، تا درکی روشن از آن داشته باشیم.
2-1-1. اسم در لغت
اسم، در لغت از ریشه «س ‌م ‌و» به معنای بلندی و ارتفاع است.1 ادیبان و لغت شناسان عرب، معتقدند که «اسم»، از مادّه ی «وَسَم» به معنای نشانه و علامت است؛ پس کلمه ای است که بر مسمّا، یعنی شخصی که اسم بر آن اطلاق می گردد، دلالت می کند و نشانه و علامت آن است.2 هم چنین اسم، بر ذاتی که به صفتی موصوف گشته است، مانند «عالِم»، دلالت می‌کند.3
علامه طباطبایی درباره اسم می نویسد:
نحویون، لفظ اسم را به بعضی از اقسام لفظ مفید، اختصاص داده اند، آن به این دلیل است که آن‌ها گفته اند، لفظ مفید یا مستقلا،ً افاده معنی می کند یا مستقلاً افاده معنی نمی کند. در صورت اخیر، اسم است؛ و در صورت اول بر دو قسم است؛ زیرا یا دلالت می کند بر افاده و حصول معنی در زمان معین که فعل است و یا افاده معنی می کند نه در زمان معین که اسم است و به همین جهت، گفتند: اسم، لفظ مفردی است که بالوضع بر معنایی دلالت می کند بدون این که بر زمان معین، دلالت کند و در ادامه می گویند: متکلمین لفظ اسم را به بعضی از این اقسام، اختصاص دادند و آن، برای این است که هر ماهیتی یا خودش مورد لحاظ است، یا از این جهت که با صفت خاص توصیف می گردد، در نظر گرفته می شود. نوع اول مانند آسمان، زمین، مرد، دیوار اسم است. و نوع دوم مانند خالق و رازق و طویل و قصیر صفت است. کلمه ی اسم، به حسب لغت، چیزی را گویند که به وسیله ی آن، انسان به سوی چیزی راه پیدا کند، چه این که علاوه بر این، دلالت معنای وصفی ای را هم افاده بکند، مانند لفظی که حکایت کند از معنایی موجود در آن چیز و یا صرف اشاره به ذات آن چیز باشد، مانند زید و عمرو.4
2-1-2. اسم در اصطلاح
2-1-2-1. معنای اسم از نظر صدرالمتألهین
صدرالمتألهین در اهمیّت شناخت اسماء الهی، معتقد است:
و اعلم أن العلم بالأسماء الإلهیه علم شریف دقیق و معرفه لطیفه غامضه و به فاق أبونا آدم علیه السلام على الملائکه.5
بدان که علم به اسمای الهی، دانشی شریف و سودمند است و به این نام ها است که حضرت آدم(علیه السّلام) برفرشتگان برتری یافت.6
چنان که خداوند متعال فرمود:
﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ.قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ.قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ. ﴾7
صدرالمتألهین در این باره آورده است:
إن الاسم مما یسبح به لا مما یسبح له.8
اسم، آن چیزی است که بدان تسبیح گفته می شود و نه آن چیزی که بدان تسبیح کرده می شود و توسط آن اسم ها است که حقیقت مسمّی، شناخته می شود.9
آن چنان که خداوند متعال می فرماید:
﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى﴾10
صدرالمتألهین در این باره می نویسد: «أسمای خداوند تعالی درحقیقت، محمولات عقلی اند که ذات احدیت او بر آن ها شمول و احاطه دارد و هیچ گونه جعل و تأثیر به آن ها تعلّق نگرفته است و نخواهد گرفت؛ بلکه به «لاجعل» موجود و برای ذات ثابتند. آن ها دارای احکامی ثابت و آثاری لازم است که مظاهر آن أسمایند.»11
وی در کتاب «المظاهر الهیه» اذعان می کند:
و ألیق المجعولات بأن یعرف بها ذاته-تعالى- و یکون مظاهر لأسمائه و صفاته هی کلمات اللّه التامات و الأرواح العالیات التی هی بمنزله أشعّه نور وجهه و کماله و معرّفات جلاله و جماله، فهی الأسماء الحسنى.12
سزاوارترین این محمولات که ذات خداوند به آن ها شناخته می شود و مظاهری برای أسماء و صفات وی هستند، همان کلمات تامات و ارواح عالیات خداوند هستند که به منزله‌ی اشعه‌ی نور، وجه و کمال او را نشان می‌دهند و جلال و جمال وی را معرّفی می‌کنند و به آن ها أسمای حسنی نیزگفته می شود.13
در چهار آیه از قرآن کریم نیکوترین نام‌ ها به خداوند اختصاص یافته است.
﴿وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى ﴾14
«حُسنی» مؤنث «أحسن» اسم تفضیل از ماده‌ی «حَسَن (زیبایی)» به معنای «زیباتربودن» است بنابراین «اسماء حسنی» به معنی اسمی است که بهترین و زیباترین اسم‌ها است؛15 یعنی بر ذاتی دلالت می‌کند که به همراه صفتی از صفات کمال آن بوده، به‌ نحوی که بالاترین و برترین است؛ به تعبیر دیگر، اسمی که از ذاتی خبر دهد که متصف به کمالات وجودی، به صورت ذاتی و نامحدود است.16
2-1-2-2. معنای اسم از نظر ابن عربی

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید